تبليغاتX
به سرای خسته دلان خوش آمدید.....
به نام آنکه ابری را میگریاند تا گلی را بخنداند...
 

                                      امروز چند بار اشتباه کردم؟

مي ‌دانم‌ هيچ‌ صندوقچه‌اي‌ نيست‌ كه‌ بتوانم‌ رازهايم‌ را توي‌ آن‌ بگذارم‌ و درش‌ را قفل‌ كنم؛ چون‌ تو همه‌ قفل‌ها را باز مي‌كني. 
 مي‌دانم‌ هيچ‌ جايي‌ نيست‌ كه‌ بتوانم‌ دفتر خاطراتم‌ را آنجا پنهان‌ كنم؛ چون‌ تو تك‌تك‌ كلمه‌هاي‌ دفتر خاطراتم‌ را مي‌داني...
حتي‌ اگر تمام‌ پنجره‌ها را ببندم، حتي‌ اگر تمام‌ پرده‌ها را بكشم، تو مرا باز هم‌ مي‌بيني‌ و مي‌داني
.

 

حتي‌ اگر تمام‌ پنجره‌ها را ببندم، حتي‌ اگر تمام‌ پرده‌ها را بكشم، تو مرا باز هم‌ مي‌بيني‌

و مي‌داني‌ كه‌ نشسته‌ام‌ يا خوابيده‌ و مي‌داني‌ كدام‌ فكر روي‌ كدام‌ سلول‌ ذهن‌ من‌

راه‌ مي‌رود.

 تو هر شب‌ خواب‌هاي‌ مرا تماشا مي‌كني، آرزوهايم‌ را مي‌شمري‌ و خيال‌هايم‌ را

اندازه‌ مي‌گيري.

تو مي‌داني‌ امروز چند بار اشتباه‌ كرده‌ام‌ و چند بار شيطان‌ از نزديكي‌هاي‌ قلبم‌

گذشته‌ است.

تو مي‌داني‌ فردا چه‌ شكلي‌ است‌ و مي‌داني‌ فردا چند نفر پا به‌ اين‌ دنيا

خواهند گذاشت.

تو مي‌داني‌ من‌ چند شنبه‌ خواهم‌ مُرد و مي‌داني‌ آن‌ روز هوا ابري‌ است‌ يا آفتابي.


تو سرنوشت‌ تمام‌ برگ‌ها را مي‌داني‌ و مسير حركت‌ تمام‌ بادها را.

 و خبر داري‌ كه‌ هر كدام‌ از قاصدك‌ها چه‌ خبري‌ را با خود به‌ كجا خواهند برد.

 

تو مي‌داني، تو بسيار مي‌داني...
خدايا مي‌خواستم‌ برايت‌ نامه‌اي‌ بنويسم. اما يادم‌ آمد كه‌ تو نامه‌ام‌ را پيش‌ از

آن‌ كه‌ نوشته‌ باشم، خوانده‌اي... پس‌ منتظر مي‌مانم‌ تا جوابم‌ را

فرشته‌ايبرايم‌ بياورد.

 

 

دوستان عزیز سلام

مطمئنا هر کدام از ما انسانها از وقتی که به قول معروف سری تو سرها میشیم

و به قول بعضیا واسه خودمون کسی میشیم آرزوهای کم و بیش بزرگ و

کوچیکی توی ذهنمون پدیدار میشن که با اولویت بندی اونا میخوایم تو ادامه

راه زندگیمونن بهشون برسی...

و اما غرض از مزاحمت!!!!!

امروز اومدم تا یه سوال ازتون بپرسم...

فقط خواهشا خوب فکر کنید بعد جواب بدین...

جوابهاتون برام مهمه...

 

دوست عزیزم...

 

           بزرگترین آرزوت چیه؟؟؟

 

+ نوشته شده در  جمعه 18 مرداد1387ساعت 12:0 بعد از ظهر  توسط جواد | 
 

این پست به پاس قدردانی از زحمات سی ساله مردی به

رشته تحریر درآمده که به گواه تمامی اهل فن و اهل دل نابغه ای

بود در عرصه خودش...

پدر پیر و مهربان سینمای ایران

 

خسرو شکیبائی

 

 

 

روحش شاد و یادش گرامی باد

 

 

 

خسرو شكيبايي رفت به همين سادگي. همان ابر مردي كه شايد بي بدل ترين

 تعريف را درباره او حامد بهداد گفت.

« مادر بازيگري ، به مانند خسرو شكيبايي نزاييده و نخواهد زاييد.»

 

 

شايد آن زمان هيچيك از ما فكر نمي كرديم كه او اينقدر زود از ميان ما برود تا حسرت

 نبودش و اينكه ديگر كسي مثل او را نداريم و ديگر نخواهيم داشت روحمان را

 بخراشاند. و حالا او رفته است و طنين صداي دل انگيزش با آن اهنگ زيبا دائم

 گوشمان را نوازش ميدهد آن زمان كه با لحن آشنايش دكلمه ميكرد اين بيت زيبا را

 كه مي گفت : « پرواز را به خاطر بسپار ، پرنده مردني است....»

 

 

 
و حالا تك تك فريم هاي ثبت شده از خسرو شكيبايي از جلوي چشمانمان رد

مي شود، فريم هايي كه بخشي از تاريخ سينماي ايران هستند، اما زيباترين قابي كه

 او در آن قرار مي گرفت در فريم هيچ فيلمي ثبت نشده، همان تك عكسي كه او به

 هنگام حضور بر روي سن براي اهدا يا دريافت جايزه از خود به يادگار گذاشته. آنگاه

 كه در مقابل تشويق حضار كه ايستاده برايش كف مي زدند، او به نوك انگشتش

 بوسه اي مي زد و آن را روبه آسمان مي گرفت و به بالا اشاره مي كرد.

 

 


عمو خسرو رفت و همه ما بايد دلخوش به عكس هايي باشيم كه برايمان به

يادگار گذاشته عكس هايي كه ديگر تكرار نمي شوند.

خداحافظ عموخسرو...

 

 

یادگاری های بجامانده از مرحوم خسرو شکیبائی:

 

 

 

    

 

 

 

   

 

 

     

 

     

 

 

گزیده ای از حضور مرحوم خسرو شکیبائی در عرصه های گوناگون:

 

هامون

 

پوستر " خواهران غزیب "

 

اتوبوس شب

 

حیران

 

ستاره بود

 

نسکافه داغ داغ

 

-----------------------------------------------------------------

 

 

 

تصاویر پشت صحنه فیلم تلویزیونی " سومین روز پس از مرگ "

 

 

نشست مطبوعاتی فیلم سینمائی "اتوبوس شب"

 

 

 

 

 

دهمین جشن خانه سینما

 

 

دهمین جشن دنیای تصویر

 

بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر

 

افتتاح موسسه فرهنگی ورزشی نسل آفتاب

 

 

... و گوشه ای از قدرشناسی مردم ایران زمین در روز تلخ سینمای ایران

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منبع عکسها :  http://mehrnews.com

 

چند تذکر :

۱- بدلیل سنگین بودن پست و کثرت تعداد عکسهای موجود بروی صفحه نخست ،

لطفا برای باز شدن عکسها عجله نفرمائید.

۲- چنانچه عکسی باز نشد می توانید با راست کلیک کردن بروی عکس مورد نظر

و انتخاب گزینه Show picture  منتظر لود شدن عکس منتخب باشید.

۳- چنانچه بعد از انجام مرحله ۲ نیز عکس لود نشد سریعا مدیریت وبلاگ را در

 

جریان قرار دهید تا برای رفع مشکل اقدام نمایند.

 

۴- و در نهایت مثل همیشه منتظر نظرات گرم و صمیمی شما همراهان همیشگی

 

 خسته دلان هستم تا با نظراتتان به هرچه بهتر شدن وبلاگ کمک شایانی کنید.

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 مرداد1387ساعت 7:51 بعد از ظهر  توسط جواد | 

 

 

ای شکوه حماسه در سرا پرده حیرت !

 

 

 

 

ای زخم خورده نینوا !

             

                    ای بانوی خورشید های در بند!

 

                                                      ای زینب قهرمان!

 

     تو که خود وسعتی به اندازه همه سوگ های آفرینش داشته ای!

 

                  تو که خود دریای بی کران اشک را ساحل بودی!

 

      چگونه باید بر تو سو گواری نمود که ما سوگواری را از تو یادگار داریم .

 

 تو که آواز سرخ کربلا را از حنجره بردباری ات به گوش تاریخ رساندی !

 

       اگر این حنجره صبوری وآن نطق آتشین تو در کاخ یزیدیان نبود ، داستان

 

جانسوز آن ظهر عطشناک در کوچه های تاریخ به دست فراموشی

 

سپرده می شد.

 

                   

 

                    زینب به دنیا آمده بود  تا صبر را شرمنده کند ،

 

       زینب (س) این اسطوره تاریخ را می گویم ، آمده بود تا عشق را مبهوت

 

لحظه های زلالش کند، آمده بود تا صدق و وفا را به جها نیان بیاموزد و متانت و

 

وقار را به نمایش بگذارد .

 

           آمده بود تا رسالت خود را به انجام برساند ، مونس و یار برادر ، سالار

 

قافله حسینی و غمخوار اسیران باشد .

 

          آمده بود تا فریا د بلند مظلومان باشد ، فریادی که پژواک آن هنوز هم از

 

ورای تاریخ به گوش شنوای دل های حق جویان می رسد.

 

    

 

           ای بلند قامت صبر ای شکوه بی مانند   به دست بوسی تو اهل عشق می آیند.

 

 

 

 

سالروز رحلت اسوه صبر و مقاومت بر

 

امام زمان (عج)

 

و همه دوستداران آن حضرت تسلیت باد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 تیر1387ساعت 11:7 بعد از ظهر  توسط جواد | 
 

دوستان عزیزم سلام

راستش یه مدت دلم گرفته و خیلی دل و دماغ بلاگ رو ندارم

امروز اومدم تا دوریمون بیشتر از این طول نکشه...

 

گفت: تا شقایق هست زندگی باید کرد!


گفتم: درست است! اما کدام شقایق!؟ من که اینجا شقایقی نمی بینم!

گفت: چشم ها را باید شست!

گفتم: راست می گویی! چشم ها را باید شست!

چشم هایم را شستم و از مغز سرم آویزان کردم و این بار نگاهم را عمق بخشیدم!

نگاه کردم... باز هم نگاه کردم... ولی...

ولی شقایقی ندیدم! تنها چیزی را که من می دیدم چند لاله واژگون بود!

چند لاله که همه وجودشان داغدار بود! چند لاله که در میان کویر سوزان،

سراسر وجودشان آتش گرفته بود! لاله‌ها هم دیگر نای ماندن نداشتند!

گفتم: این ها دیگر چیست!؟ چرا اینقدر لاله ها پژمرده اند!؟

گفت: از من می پرسی!؟

گفتم: پس از که بپرسم!؟

گفت: از خودت! از اهالی این شهر! از مردم این سرزمین!

گفتم: چه بپرسم!؟

خندید و رفت! او خود نیز لاله ای دل سوخته بود و من ندانسته بودم!

من این را وقتی فهمیدم که پارچه سه رنگی را بر روی تابوت چوبی اش دیدم!

او رفت و داغی بر دلم نهاد! او رفت و مرا با سؤالی بی جواب تنها گذاشت!

و حال من مانده ام و سؤالی و سنگ قبری مزین به نام شهیدی!

می گویم: نه راهست این که بگذاری مرا بر خاک و بگریزی!

او دیگر چیزی نمی گوید! فقط از پشت شیشه قاب عکسش،

نگاهم می کند و می خندد و می خندد و می خندد

( بیاد شهید حاج حبیب رمضانی )

 

 

 

این الرجبیون


حلول ماه مبارك رجب , ماه خدا , ماه استغفار , ماه ريزش رحمات الهي

بر امت مسلمان مبارك باد

 


 دوستان عزیزی که مایل می باشند مطالبی بسیار مفید در زمینه ماه مبارک رجب

را مطالعه کنند می توانند به ادامه مطلب مراجه نمایند.

 

هلال ماه رجب، زندگي و تولـدي دوباره را بـه عاشقان نويد مي دهد. ماه رجـب فصل جديدي در كتاب زندگي مي گشايد كه از عطر دل انگيز نيايش سرشار است. پيامبر رحمت (صلي الله عليه و آله) با ديدن هلال ماه مبارك رجب، دست به دعا بر مي داشت و ....

 

التماس دعا

 

تقارن حلول ماه مبارک رجب را با روز جمعه به فال نیک می گیریم و خداوند

متعال را به عزت این ماه قسم می دهیم  در فرج یگانه منجی عالم بشریت

حضرت اباصالح المهدی (عج)

تعجیل بفرماید.

آمیـــــــــــــــــــــــــن 

 

جمعه یعنی زانوی غم در بغل

بر سر سجاده های العجل

جمعه یعنی اشک های انتظار

جمعه یعنی شکوه از هجران ایر

جمعه یعنی آه ، الغوث ، الامان

در فراق مهدی صاحب زمان

 

تعجل در فرجش صلوات

 

الهم عجل لولیک الفرج

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 14 تیر1387ساعت 4:3 بعد از ظهر  توسط جواد | 
 
صفحه نخست
ارتباط با مدير
از گذشته ها چه خبر
حرف اول
اگر خدا كفيل رزق است غصه چرا؟
اگر رزق تقسيم شده است حرص چرا؟
اگر دنيا فريبنده است اعتماد به آن چرا؟
اگر بهشت حق است تظاهر به ايمان چرا؟
اگر قبر حق است ساختمانهای مجلل چرا؟
اگر جهنم حق است اين همه ناحق چرا؟
اگر حساب حق است جمع مال چرا؟
اگر قيامتی هست خيانت چرا؟؟؟


پيوندهاي روزانه
خطبه بدون الف امیرالمومنین
فقط دختر خانومائی که شوهر میخوان بیان تو....
اولین قرار ملاقات بعد یه عالمه چت کردن
دل که جوون باشه....
تو هم یه شمع روشن کن
آهای دختر خانومی که از پسرا عقده داری یه سر بزن
کلیپ(اینو حتما برا عشقت بفرست)
کلیپ (چرا عاشق شدم من؟)
عروسیه نا فرجام
موز همه جوره دیده بودیم ولی اینجوریشو...!!!
آرشيو پيوندهاي روزانه
از گذشته ها چه خبر؟؟؟
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
آرشيو موضوعي
داستانهای کوتاه
روانشناسی
فقط امام زمان...
زنان
عکسدونی
شهدا و جانبازان
دل نوشته...
يه مشت خسته دل
انجمن شعر و ادب دامغان
فال حافظ
راه راست
عکاسخونه
تولد یک مرگ...
نوشته های رنگی
چند قدم تا وصال یار...
به وبلاگ داش سیا خوش اومدید
وبلاگ با حال برا بچه های باحال
داستان نویس بچه گانه
دست نوشته های نیما
اهنگ های جدید...
بدون شرح.....
دل خسته
اسکول
چه کسی بهتر از خدا؟؟؟
راستي افسانه بود يا واقعيت؟
نی نامه
دوستداران جواد کاظمیان بیان تو...
رازهای شاد زیستن(الهام و صفورا)
بهترین عکسها(پویا)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

ديجيتال کيوان